( سررشته ی آ ما ل ها ) ص1

بررسی عناصر شش گانه ی شعر در غزل صائب تبریزی

از: محسن اعلا : دبیر زبان و ادبیات فارسی دبیرستان های نور مازندران

چکیده:کوشش این مقا له بر این است که غزل "سر رشته ی آمال ها " ی صائب تبریزی را از دیدگاه مواد سازنده ی شعر بررسی کند وعناصر شش گانه ی آن را به تفکیک بنمایاند تا اولا از این رهگذر پرده از رازهای نهان آن بردارد و ثانیا الگو و نمونه ای برای تحلیل و بررسی اشعار شاعران دیگر باشد.

کلیدواژه ها: عنصراحساس و عاطفه " تخیل " موسیقی و آهنگ " زبان شعر " شکل و ساختمان شعر " پیام و اندیشه ی شعر.

مقدمه: از میان تعاریفی که شعرشناسان و ادب دانان معاصر از شعر کرده اند " تعریف دکتر شفیعی کدکنی بیش تر مورد توجه

قرار می گیرد. ایشان شعر را چنین تعریف می کنند : " شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آ هنگین شکل گرفته باشد."

با توجه به این تعریف عناصر و مواد سازنده ی زیر را می توان از آن استخراج کرد: عاطفه و احساس " تخیل " زبان " موسیقی و آهنگ " شکل و ساختمان شعر و پیام و اندیشه . یاد آوری این نکته هم ضروری است که عناصر پیش گفته در یک شعر ناب "باید به یک میزان و در یک سطح متعالی کمال یابند. چنان چه در یک شعر غلبه فقط با یکی از آن ها باشد آن شعر " اندامی نا موزون و نا منا سب پیدا خواهد کرد. در این قسمت ابتدا توضیح مختصری دربا ره ی عناصر شعری می دهیم و سپس به همراه آن غزل سررشته ی آ ما ل ها را از منظر عناصر یا د شده بررسی می کنیم .

عنصر عاطفه و احساس : اهل شعر و ادب معتقدند که عاطفه و احساس بهترین عنصر دریک شعرخوب به شمار می رود

و این عنصر نقش مهم و حیاتی در همه ی هنر ها به ویژه درشعر بازی می کند.

دکتر پورنامداریان در کتاب " سفر در مه " منظور خود را از عاطفه این گونه مطرح می کنند: " منظور از عاطفه حالت اندوه و شادی و یاس و امید ... و حیرت و اعجابی است که حوادث عینی و ذهنی در ذهن شاعر ایجاد می کند و وی می کوشد که این حالت و تاثیر ناشی از این رویداد ها را آن چنان که برای خودش تجربه شده است به دیگران هم منتقل کند. "پس عاطفه صرفا حالاتی از قبیل غم و اندوه و گریه وزاری .....نیست. بلکه شامل همه ی حالات منفی و مثبت انسان ها می شود. ضمنا هم عوامل درونی و نفسانی "هم عوامل بیرونی می تواند موجب برانگیختن عواطف شاعر گردد.

دکتر شفیعی کدکنی ( ادوار شعر فارسی ص 87) درباره ی عنصر عاطفه می نویسند: " نوع عواطف هر کسی سایه ای از من اوست . بر این اساس من ها به سه گروه الف) من های فردی و شخصی ب) من های اجتماعی ج) من های بشری و انسانی تقسیم می شوند. لذا شعر با عا طفه آمیخته است و هرچه ازعواطف و احساس عمیق تر و بیش تری برخودار باشد" تاثیر آن در ذهن مخاطب

بیش تر است.

صائب در غزل( سر رشته ی آ ما ل ها) هرچند در بعضی از ابیات آن مستقیما از " من " سخن می گوید این من شخصی و فردی نیست

بلکه او به عنوان نماینده ی همه ی انسان ها با تامل در مصنوعات الهی و تعمق در پدیده های عالم حضور خداوند را کاملا احساس و تاثر

خود را از مشاهدات خود اعلام می کند . او درمی یابد که ادبار و اقبال نشانه ی قهر و لطف الهی است و عفو و بخشایش خداوند همواره

شامل او می شود . صائب با عقل و استدلال در کار پروردگار می اندیشد . از این رو حیرت و سرگشتگی او را در برمی گیرد . بنا بر این

پیوسته در حال تغییر و دگر گونی است.

حیران اطوار خودم درمانده ی کار خودم هر لحظه دارم نیتی چون قرعه ی رمال ها

عنصرتخیل ( صورخیال شعر): استاد شفیعی کدکنی در این باره می نویسند: ( تخیل عبارت است از کوششی که ذهن

هنرمند در کشف روابط پنهانی اشیا دارد.به تعبیر دیگر تخیل نیرویی است که به شاعر امکان آن را می دهد که میان مفاهیم و اشیا ارتباط

برقرار کند " پل بزند و چیزی را که قبل از او دیگری درنیافته دریابد.)

خیال از یک سو نوعی " تصویرسازی " درشعر است که شاعر به کمک ابزار های شعر آن را به نمایش می گذارد. یک شاعر با استخدام واژه ها و قلم نقش آفرین خیال " تصاویر بدیع و شگفت آوری را در شعر ایجاد می کند:

کف بین پیر باد درآمد ز راه دور پیچیده شال زرد خزان را به گردنش ( نادر نادرپور)

بعضی از صورت های خیال عبارتند از: تشبیه " استعاره " کنایه " مجاز و ..... ابزارهای شاعری و عوامل نامبرده این امکان را به شاعر می دهد که تصاویر خیال انگیز و رنگارنگی را پیش روی خوانندگان شعر قرار دهد.

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو (حافظ)

صائب یکی از شاعران بزرگی است که عنصر خیال نقش تعیین کننده ای درشعرش دارد. اینک جلوه های صور خیال درغزل صائب :

1- ای دفتر حسن تو را فهرست خط و خال ها تفصیل ها پنهان شده در پرده ی اجمال ها

-دفتر حسن : تشبیه بلیغ اضافی . دراین بیت جمال و کمال خداوند به دفتری مانند شده است. _ خط و خال ها : استعاره از مظاهر طبیعت

بنا بر این پدیده های عالم فهرست این دفترند. پرده ی اجمال : اضا فه ی تشبیهی ( تشیبه بلیغ ) . چون خلاصه ها مفصل مطالب را در خود پنهان می کنند " به پرده تشبیه شده اند . شاعر در این بیت به این نکته اشاره می کند که مصنوع " نشانه ای برای رسیدن به صانع (خدا) است.

2- آتش فروز قهر تو آیینه دار لطف تو هم مغرب ادبار ها هم مشرق اقبال ها

ص2

- مغرب ادبار: اضافه ی تشبیهی ( بلیغ اضافی) - مشرق اقبال ها : اضا فه ی تشبیهی (بلیغ) . ادبارها نشانه ی قهر الهی و اقبال ها نشانه ی لطف و کرم الهی است . ازمنظری دیگر بدبختی ها فروزاننده ی آ تش قهر خدا و شادکامی ها و نیکبختی ها دارنده ی آیینه ی

لطف اوست. دراین بیت با توجه به لف و نشری که وجود دارد گویی که تشبیه در تشبیه نیز هست. سوی دیگر آن مکنیه از نوع تشخیص. ادبار و اقبال هر کدام جداگانه کسانی هستند که یکی قهر خدا را برمی افروزد و آن دیگری (اقبال) برای لطف خد ا شخص آیینه داری است. یعنی لطف الهی هم چون عروسی برابر آیینه اقبال قرار گرفته و قهرالهی افروزاننده آتش ادبار است .

3- پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما آ یینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال ها ؟

  • پیشانی عفو : استعاره ی مکنیه از نوع تشخیص ( جان بخشی ) . عفو و بخشایش الهی به آدمی تشبیه شده که پیشانی دارد.
  • پر چین ساختن : کنایه از خشمگین کردن است.

پیشانی عفو + جرم ما آیینه + زشتی تمثال

............................... .................................. = اسلوب معا دله ( تمثیل )

مصراع اول مصراع دوم

در بیت بالا آرایه ی اسلوب معادله که خود از انواع تمثیل است " به کار رفته . این بیت در ژرف ساخت خود تشبیه دارد. مشبه و مشبه به درآن به صورت گروهی ظاهر شده است. مصراع نخست : مشبه معقول ( ذهنی و عقلی ) - مصراع دوم : مشبه به (محسوس وملموس).

4- سهل است اگر بال و پری نقصان این پروانه شد کان شمع سا مان می دهد از شعله زرین بال ها

پروانه : استعاره مصرحه (نماد ) ا ز عاشق . شمع : استعاره از محبوب و معشوق. تشبیه شعله به بال های زرین . این بیت ارتباط تنگاتنگ عاشق و معشوق را نشان می دهد. سامان دادن : کنایه از نظم و ترتیب .

5- باعقل گشتم هم سفر یک کوچه راه از بی کسی شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلال ها

در این بیت : عقل جان بخشی شده ( تشخیص ). هم سفر شدن کنایه ازهمراه شدن . - ریش ریش شدن دامن کنایه از آزرده شدن. .ناراحتی . پاره پاره شدن.- خار استدلال : تشبیه بلیغ اضافی ( تشبیه استدلال به خار ).

6- هر شب کواکب کم کنند از روزی ما پاره ای هر روز گردد تنگ تر سوراخ این غربال ها

-این غربال ها : استعاره ی مصرحه از ستارگان ( آسمان پر ستاره ) که کاهش عمر ما از آن هاست.

7- حیران اطوار خودم درمانده ی کا ر خودم هر لحظه دارم نیتی چون قرعه ی رما ل ها

- در مصراع دوم تشبیه غیر اضافی به کار رفته است. شاعر نیت خود را به قرعه ی رما ل ها مانند می کند.

8- هر چند صا ئب می روم سامان نومید ی کنم زلفش به دستم می دهد سر رشته ی آ مال ها

- سامان نومیدی کردن : کنایه از نظم و ترتیب دادن به نا امیدی یا نا امید نشدن. به دست دادن : کنایه از در اختیار قرار گرفتن .

- سر رشته ی آ ما ل ها : تشبیه بلیغ اضافی .

با بررسی شعر " سر رشته ی آ مال ها " ابزارهای بیانی به کار رفته در آن به ترتیب اولویت عبارتند از : تشبیه بلیغ اضافی "

دو جا تشبیه غیر اضافی " استعاره ی مکنیه از نوع تشخیص و استعاره ی مصرحه " کنایه ونیز اسلوب معا دله (تمثیل ) که هم ازدیدگاه

بیانی و هم ا ز دیدگاه بدیعی قابل بررسی و تحلیل است.

عنصر موسیقی و آ هنگ : موسیقی در شعر فقط شامل وزن عروضی نیست بلکه شکل های گسترده ای دارد. استاد شفیعی کدکنی در باره ی آهنگ و موسیقی شعر می نویسند: " هرگونه تناسبی خواه صوتی ( صامت و مصوت ) خواه معنوی می تواند در

حوزه ی تعریفی آ هنگ قرار می گیرد". بنابر این منظور از آهنگ فقط وزن عروضی شعر نیست بلکه مجموعه ی تناسب هایی است که دریک شعر می تواند مورد بررسی قرار گیرد.

منظو رازموسیقی شعر عبارتند از: 1- موسیقی بیرونی شعر : وزن عروضی 2- موسیقی کناری : قافیه و ردیف و آن چه در حکم آن هاست از

قبیل تکرار ها . 3- موسیقی داخلی : مجموعه ی هم آهنگی هایی که از طریق وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت ها ی کلمات یک

شعر پدید می آید و انواع جناس ها یکی از جلوه های آن است. 4- موسیقی معنوی : همه ی ارتباطات پنهانی عناصر یک مصراع از رهگذر انواع تضاد ها و طباق ها و تقابل ها پدید می آید و هم چنین تکرار مایه ی اصلی- تم - شعر به صورت ها- واریا سیون های گوناگون .

تجلی موسیقی در شعر سررشته ی آ مال ها : این سروده در قالب غزل است. وزن آن : مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

بحرآن : رجز مثمن سالم . واژه های قافیه : خال ها- اجمال ها اقبال ها و.... حروف اصلی قافیه : ( ال ) طبق قاعده ی 2. حروف فرعی:

( ها ). قافیه های به کار رفته در این غزل از نوع قافیه های اسمی است.

ص3

قا لب و وزن انتخابی صایب از گذشته در ادبیات فارسی وجود داشته و ازبین قالب های متعدد " غزل در ادوار مختلف بیش تر مورد توجه شعرا بوده است. وزن آن هم از قدیم در رجزخوانی ها کاربرد داشته است.

با توجه به این که صائب در اشعارش بارها ارادت خود را به حضرت مولوی نشان می دهد " باید در این جا افزود که او قطعا به غزل

زیراز مولانا نظر تام و تمام داشته است:

ای طایران قدس را عشقت فزوده بال ها درحلقه ی سودای تو روحانیان را حال ها

عشق امر کل " ما رقعه ای " او قلزم و ما جرعه ای او صد دلیل آورده و ما کرده استدلال ها

بر اهل معنی شد سخن اجمال ها تفصیل ها براهل صورت شد سخن تفصیل ها اجمال ها.......

همه ی انواع موسیقی شعر " نقش عمده ای درعواطف بشری دارند. در غزل سررشته ی آما ل ها با انواع آرایه های بدیعی

ازقبیل تضاد (طباق ) " سجع " جناس " اسلوب معادله " لف و نشر " واج آرایی و مراعات النظیر موجهیم .

1- دربیت اول میان : دفتر و فهرست و خط: مراعات النظیر و بین تفصیل و اجمال : تضاد 2- دربیت دوم میان : قهر و لطف : سجع متوازن. مضافا این که بین آن ها تضاد هم وجود دارد.- میان مغرب و مشرق ونیزمیان ادبار و اقبال : تضاد است. ضمنا نباید لف و نشر مرتب میان ( قهر و لطف و ادبار و اقبال ) را ازنظر دور داشت. 3-دربیت سوم: اسلوب معادله است . علاوه بر این میان آیینه و تمثال هم

مراعات النظیر می بینیم.4-دربیت چهارم: بین بال " پر "پروانه " شمع و شعله : مراعات النظیر .5-دربیت پنجم : تناسب یا مراعات النظیر

6- د ربیت ششم : واج آرایی در واج " ک " و تضاد میان شب و روز . میان روزی و روز :جناس ناقص افزایشی .در این بیت نیز اسلوب معادله را مشاهده می کنیم.7-بین اطوار و کار : قافیه ی میانی یا سجع مطرف وجود دارد.8-میان ( زلف و سر ) تناسب و ضمنا صا ئب در مقام تخلص " خطاب النفس است.

عنصر زبان درشعر :شاعر به یاری این عنصر می تواند عواطف " تخیلات و تفکرات خود را شکل دهد . بنابر این زبان نقش مهمی درشعر ایفا می کند. اگر زبان شعری سست و نا استوار باشد خسارات و لطمات فراوانی به ساختمان شعر و زیر بنای آن وارد می کند.

دکتر شفیعی کدکنی در " ادوار شعر فارسی " می نویسند: " وقتی که زبان شعر تکراری است جهان بینی او هم تکراری است . "

ویژگی های زبان شعر : الف) سلامت زبان از نظر قواعد دستور زبان . ب) طراوت و تازگی زبان ج) ایجاز . د ) گستردگی دامنه ی

واژگان . ه ) پرهیز از شکستن کلمات . و) ترکیب سازی . ز) احیای واژ گان زیبای قدیمی ( باستان گرایی ) .

استاد مذکور درهمین کتاب مستطاب می فرمایند : " در بررسی زبان یک شاعر می توان این نکات زیر را مورد برسی قرار داد:

الف) واژگان ( دایره ی لغات = vocabulary ) ب) ترکیبات ج) نحو .

در غزل مورد بحث " ما با زبانی ویژه ی عصر صا ئب رو به رو هستیم . یعنی همان مختصاتی که عموما در شعر شاعران سبک هندی دیده می شود. این شعر زبانی استوار و مستحکم دارد. اما همه ی هنر نمایی ها و توانمندی های صایب را نشان نمی دهد. مثلا در

اشعار صایب با ترکیبات تازه ی فراوانی از نوع اضافی و وصفی و نیز واژه های ترکیبی شگفت آ وری مواجهیم : چمن آرای خیال .

می خورشید لقا . آیینه مشرب .

ویژگی زبانی غزل سررشته ی آ مال ها :

  • نشانه ی فک اضا فه در بیت اول : ای دفتر حسن تو را : فهرست دفتر حسن تو .
  • استفاده از لغات معمول " متداول " زنده و رایج عربی : فهرست- تفصیل اجمال قهر لطف ادبار افبال عفو جرم تمثال نقصان استدلال کواکب اطوار رمال قرعه آمال . نکته ی قابل ذکرآن که برخی از این کلمه ها حاوی مفاهیم فلسفی ویا عرفانی هستند.
  • اطوار: جمع طور : در زبان فارسی اغلب به صورت مفرد به کار می رود.اطوار ها ( جمع الجمع ) .
  • آ مال ها : جمع آمال . آمال خود جمع امل است. در گذشته خصوصا در سبک خراسانی " جمع مکسر عربی را چون مفرد به حساب می آوردند " آن را با علامت جمع فارسی جمع می بستند . مانند : ملوکان و منازل ها.
  • به بوستان ملوکا ن هزار گشتم بیش گل شکفته به رخسار کان تو ماند ( دقیقی )
  • ویا منوچهری می گوید : منازل ها بکوب و راه بگسل .
  • فعل های موجود در این غزل غالبا ساده اند: نسازد است شد کنند- گردد- دارم می روم می دهد .
  • کلمات ترکیبی رایج این غزل هم ساده اند: آ تش افروز - آیینه دار - زرین بال .

- یک کوچه راه : به اندازه ی راه یک کوچه . نظیر این ترکیب به دلیل کاربرد فراوان آ ن ها درسبک هندی ( اصفهانی ) از ویژگی های این سبک محسوب می شود: یک دیر ایمان- یک شهر فتنه یک غنچه دل یک سرمه دان شراب یک دهن خنده یک گلستان داغ -یک کعبه بت یک بیابان آ هو.

ص4

 

 

صا ئب در این غزل از زبانی روان و سلیس " سالم و رسا برخوردار است. هرچند به قول دکترمحمد قهرمان شاعرانی نظیر صا ئب گاه

برخی نکات دستوری را نا دیده می گیرند.و این عامل موجب نارسایی کلام می شود.

پیشانی عفو تورا پرچین نسازد جرم ما آ یینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال ها ؟

با عقل گشتم هم سفر یک کوچه راه از بی کسی شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلال ها

علاوه بر این اجزای جملات به طرز مناسبی کنار هم نشسته اند و به اصطلاح " بلاغت جمله " رعایت شده است. آ ن گونه که زبان رسای شعر به خوبی مفاهیم و مضامین مورد نظر شاعر را انتقال می دهد.

عنصر شکل و ساختمان شعر : یکی از عناصر سازنده ی شعر که در پیوند با هر اثر مورد بررسی قرار می گیرد " شکل آ ن اثر است. دکتر شفیعی کدکنی در ادوار شعر فارسی می نویسند : ( هر شعر دو شکل یا قالب ( صورت ) دارد.1- یکی شکل ظاهری که عبارت است از طرز ترکیب مصراع ها و ابیات با یک دیگر به اعتبار قافیه " ردیف و گاه وزن ) که همان قوالب متعدد شعراز قبیل قصیده " غزل " مثنوی و .. است. 2- شکل یا صورت دیگر شعر" یک مفهوم عمیق تر هم می تواند داشته باشد وآن مسئله ی

شکل درونی یا فرم ذهنی آن است که به طور خلاصه عبارت است از مسئله ی پیوستگی عناصر مختلف یک شعر در ترکیب عمومی آن."

(ادوارشعرفارسی- ص96).هم چنین ایشان درجای دیگر ازاین کتاب می نویسند : " بسیاری از شعرهای قدیم ازنوعی یکپارچگی و وحدت

ارگانیک برخوردارند . مثل قصاید ناصرخسرو و غزل های مولوی اما بسیاری شعرها به خصوص در دوره ی بعد از مغول ازاین وحدت

ارگانیک ویکپارچگی درونی کم تر برخوردار ند .مانند بسیاری از شعرهای سبک هندی ."

(سررشته ی آما ل ها ) مثل بسیاری از غزل ها از نظر شکل و ساخت ظا هری و بیرونی تابع وزن عروضی است وبه اصطلاح

طول مصراع ها مساوی و تعداد هجاهای آن ها برابرو یکسان است ونیز درپایان مصراع های زوج قافیه های کناری را می بینیم. به این

قالب ویژه غزل می گوییم. شاعر سبک هندی چون خود را ملزم به مضمون گرایی " تخیلات دور و دراز" باریک اندیشی و ترکیب سازی می کند. همین عامل او را از رعایت شکل درونی و فرم ذهنی شعر باز می دارد. از این رو دراین سبک ممکن است هریک از ابیات یک غزل" جداگانه و مستقلانه زیبا باشند ولی مجموعا پیکره ی واحدی را تشکیل نمی دهند و تابع شکل درونی شعر نیستند.

غزل مورد بحث ما ازنظر شکل درونی و فرم ذهنی تاحدی منسجم است وهریک از بیت های آن درتکامل هم موثرند.به عبارت دیگر محور عمودی این شعر هم در معنی ومفهوم وهم در صورخیال از انسجام و وحدت نسبتا لازمی برخوردار ند.اگر این شعر را یک بار ازبیت نخست تا بیت پایانی بخوانیم " این وحدت و یکپارچگی را مشاهده می کنیم.

عنصرپیام و اندیشه در شعر:شعر علاوه بر عناصر یادشده باید حامل اندیشه و پیامی هم باشد. شعر بدون این عنصر " نارسا ست. به هرحال شاعر هد فمند در قبال خوانندگان شعرش وظایف و رسالتی بر عهده دارد.صائب بانگاه به مظاهر طیبعت نشانه های جمال الهی را می بیند.درمی یابد که شوربختی ها و نیک بختی ها نشانه هایی از قهر و لطف پروردگار دارد. عفو و بخشایش خداوند همواره شامل انسان می شود. برای درک پروردگار عالم نباید همیشه به دنبال استدلال بود و باعقل تاجرپیشه همراه شد بلکه می توان از راه عشق به خدا رسید .صائب که به تامل و تدقیق در جهان هستی می نشیند به رازهای حیرت آور و نامکشوف پی می برد و سرگشته وحیران می شود. ابیات اولیه ی غزل صا ئب تحمیدیه است. و باقی بیت ها به تدریج رنگ و بوی عارفانه می گیرد و زیبایی خداوند را می ستاید. بیت نخست تداعی کننده ی : ( ان الله جمیل و یحب الجمال ) است. ازحسن الهی " عشق پدیدار می شود و سراسرجهان را به آتش می کشد.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد ( حافظ )

آ فریده ها و مظاهر طبیعت همه زیبا و قابل عشق ورزیدن اند. چنان که سعدی می گوید:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

و به گفته ی شیخ محمود شبستری :

جهان چون چشم و خط و خال و ابرو ست که هر چیزی به جای خویش نیکوست

صا ئب در این اندیشه است که گناهان ما سبب قهر خدا نمی شود. او می خواهد با عقل و استدلال به کنه ایزدی پی ببرد اما درمی یابد که درک حقیقت بی مدد عشق الهی ممکن نیست. ضمنا در خلال این غزل تضاد میان عقل و عشق و استدلال در مقابل عاطفه را نشان می دهد که ازنکات دیرین عرفان ماست . چنا ن که عطار می فرماید :

عشق این جا آتش است و عقل " دود عشق کامد درگریزد عقل زود

عقل در سودای عشق استاد نیست عشق کار عقل مادرزاد نیست ( منطق الطیر )

موضوع جدال عشق و عقل در سرتاسر ادبیات پهناور فارسی جاری است.

پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود ( مولوی )

ص5

 

زانگه که عشق دست تطاول دراز کرد معلوم شد که عقل ندارد کفایتی ( سعدی )

عشق مستغنی ست از تدبیر عقل حیله گر شیر کی سازد عصای خود دم روباه را ( صا ئب )

درحقیقت چون و چرا های فلسفی و عقلانی نه تنها راه را برای رسیدن به حق هموار نمی کند که خارهایی می شوند که پای سالکان حق را خلیده و آن ها را از حرکت باز می دارد .

هرشب کواکب کم کنند از روزی ما پاره ای هر روز گردد تنگ تر سوراخ این غربال ها ( صا ئب )

در فرهنگ مردم عامه است که هر ستاره ای " ستاره ی روزی کسی است . و وقتی می میرد آن ستاره ی روزی هم از بین می رود.

پس روزی هر کسی از گردش ستارگان و روزگار حاصل می شود. این بینش و باور پیش از صا ئب هم مطرح بوده است . چنان که حافظ جلیل القدر می فرماید :

سپهر بر شده پرویزنی ست خون افشان که ریزه اش سر کسری و تاج پرویز است

صا ئب وقتی به کاینات و آ ثار خداوند درجهان می اندیشد لحظه به لحظه دچار دگرگونی است ازاین رو متحیر و سرگشته ی رفتار ها و کارهای خود می شود و استواری رای و نیت خود را از دست می دهد . او خود را در برابر مبدا هستی یعنی خداوند قرار می دهد طبیعتا به دلیل سرگردانی همانند قرعه ی رمال ها هر لحظه قصدی و نیتی تازه می کند. ( قرارگرفتن بی نهایت کوچک در مقابل بی نهایت بزرگ باعث چنین حالاتی می شود. )

حیران اطوار خودم در مانده ی کار خودم هر لحظه دارم نیتی چون قرعه ی رمال ها

با توجه به آن چه راجع به اند یشه ی صا ئب گفتیم " این شاعر در غزل ( سررشته ی آمال ها ) می خواهد به مخاطبان شعرش بگوید جهانی که درآن به سر می بریم درجای جای خود نشانه های روشنی از خدا وند یکتا درخود دارد . این جهان پهناور درواقع مجملی از مفصل است و صا ئب هر چه عمیق تر به پدیده های هستی می نگرد " حضور و ظهور پروردگار عالم را بیش تر احساس و ادراک می کند. البته همه ی ما می دانیم که این بینش و تفکرات عرفانی و الهی تنها به صا ئب اختصاص ندارد بلکه ازگذشته ای دور در آثار شاعران وعرفای ایرانی مشهود است .

ای دفتر حسن تورا فهرست خط و خال ها تفصیل ها پنهان شده در پرده ی اجمال ها

 

 

منا بع و مآ خذ :

1- اشرف زاده رضا بهارزنده دلان تهران جامی- چاپ اول 1384

2- پورنامداریان تقی سفردر مه (تاملی درشعر شاملو ) تهران نگاه ویراست جدید سال چاپ 1381

3- حسن پور چافی علی بررسی و تحلیل سبک شخصی مولانا درغزل تهران سمت چاپ دوم 1386

4- سنگری محمدرضا و.... - ادبیات فارسی (2) پیش دانشگاهی-تهران اداره ی کل چاپ و توزیع کتاب های درسی چاپ سوم 1367

5- روزبه محمد رضا سیرتحول درغزل فارسی (ازمشروطه تا انقلاب اسلامی ) تهران روزنه چاپ اول 1379

6- شفیعی کدکنی محمد رضا- ادبیات فارسی ( ازعصرجامی تا روزگارما ) مترجم :اصیل- حجت الله تهران- نشرنی چاپ اول 1378

7- شفیعی کدکنی- محمدرضا-ادوارشعرفارسی تهران- سخن چاپ اول 1380

8- شفیعی کدکنی- محمد رضا صورخیال شعرفارسی تهران آگاه چاپ یازدهم 1386

9- شفیعی کدکنی محمد رضا گزیده ی غزلیات شمس تهران شرکت سهامی کتاب های جیبی چاپ هفتم 1367

10- شمیسا سیروس سبک شناسی شعر تهران فردوس چاپ اول 1374

11- غلام محمد هنرو ادب فارسی تهران انتشارات مدرسه (4/594) سال چاپ 1380

12- کاظمی محمدکاظم - روزنه ( 1 ) و ( 2 ) مشهد معاونت پرورشی اداره ی کل آموزش و پرورش خراسان چاپ اول 72-1370

13- کریمی امیر بانو دویست و یک غزل صایب تهران - زوار چاپ دوم 1369

14- محمدی محمد حسین آوازهای سرمه ای تهران میترا چاپ اول 1382