به نام خدا ص1
صور گوناگون خیال در شعر شاعران کودک و نوجوان
از: محسن اعلا – دبیرزبان و ادبیات فارسی. نورمازندران.
چکیده:خیال یکی ازعناصر مهم و حیاتی شعر کودک و نوجوان به شمار می رود.این عنصر ارزشمند عامل شکل گیری شعر است. شاعر با کمک ابزارهای بیانی به تخیلات خود تجسم می بخشد.
این مقاله برآن است که به بررسی صورخیال شعر کودک ونوجوان بپردازد تا ازاین راه توجه خوانندگان گران مایه را به این مقوله ی ادبی جلب کند.ونقش عنصرخیال را در شعر این گروه های سنی بنمایاند.
چهره ات / مثل عکس کهنه ای شکسته است/ دست های تو مرا به باغ نور می برد.(پشت یک لبخند. ملکی)
کلیدواژه ها :شعرکودک و نوجوان –صورگوناگون خیال- تصویرسازی – تشبیه (همانندپنداری)- استعاره- کنایه- مجاز.
مقدمه:ادبیات کودک و نوجوان درمقایسه با ادبیات بزرگسالان سن و سالی ندارد.شاید بتوان گفت که این شاخه ی ادبی از اوایل دهه ی بیست در ایران آغاز شد. البته این سخن به معنای آن نیست که پیش از این کودکان و نوجوانان ایرانی از ادبیات پربار ما بی بهره بوده اند. بلکه این شاخه پیش از این شکل منسجم " ویژه ومشخصی نداشته است. خوش بختانه دردوسه دهه ی اخیر شاعران مطرحی ظهورکرده اند که منحصرا به ادبیات کودک و نوجوان می پردازند.
ناگهان/ می کند زخاطرم عبور/ یاد آن پرنده ای که سال های جنگ / با دو بال زخمی از زمین / به سوی آسمان پرید. (خواب خوب. محقق )
متن مقاله :چون موضوع بحث و سخن ما در این بخش تعریف شعر ونمایش شکل های گوناگون خیال در قلمرو ادبیات کودکان و نوجوانان است "بنا براین هیچ تفاوتی با تعریفی که از شعر در محدوده ی ادبیات بزرگسالان می کنند" نخواهد داشت جز آن که میزان به کار گیری عناصر شعری دراین دو قلمرو متفاوت است.
پس دراین قسمت با تعریفی که دکتر شفیعی کدکنی ازشعر کرده" موادسازنده ی شعر را برمی شماریم و سپس به عنصر تخیل می پردازیم . شعر" گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد "( ادوارشعر
فارسی .کدکنی. ص86).
بااین تعریف مواد سازنده ی شعر عبارتند از : عاطفه و احساس. تخیل. زبان . موسیقی و آهنگ. شکل و ساختمان شعر.
اسدالله شعبانی در باره ی عناصرنامبرده می نویسند: " بدیهی است که کاربرد عناصرشعرنه در انباشتگی که در چگونگی ترکیب آن ها با هم است که قوت و ضعف شعر را تعیین می کند. درشعر کودکان (ونوجوانان ) حتی استفاده ی نادرست از برخی از این عناصر تناسب آن را با نیاز های مخاطبان خود " از بین برده و در نتیجه به شعر لطمه می زند و اصولا کاربرد هریک از این عناصر در شعر کودک (و نوجوان )به گونه ای متفاوت باشعر بزرگسالان است. " (قلمرو ادبیات کودکان 7-پیرامون شعرکودک ص96).
صبح با آواز گرم آفتاب سایه ها سرمی رسندازکوچه ها
سایه های سربه زیروسربه راه سایه های ساده و بی ادعا(پشت یک لبخند/ ملکی )
*********************************
سلام غنچه های باغ آسمان که مثل یا س های نوشکفته اید
برای هم ز چارفصل زندگی چه قصه ها که تا سپیده گفته اید (پیشواز روشنی / نیک طلب )
عنصرخیال : استاد شفیعی کدکنی دراین باره می نویسند:" تخیل عبارت است ازکوششی که ذهن هنرمند در کشف روابط پنهانی اشیا دارد.به تعبیر دیگر تخیل نیرویی است که به شاعر امکان آن را می دهد که میا ن مفاهیم واشیا ارتباط برقرارکند.پل بزند و چیزی را که قبل از او دیگری درنیافته دریابد".(ادوارشعرفارسی.ص89.کدکنی ).
به این پاره از شعر امین پور توجه کنید:
دامن دریای بی ساحل بیکران و موج در موج است
موج هم چون با ل مرغابی گاه پایین گاه در اوج است (مثل چشمه مثل رود / ص14).
شاعربا کمک نیروی تخیل میان موج وبا ل مرغابی از نظر بالا و پایین رفتن هردومشابهتی دیده وهمین وجه شبه عامل برقراری ارتباط میان موج و بال مرغابی شده است .درحقیقت عنصرخیا ل "امکان و زمینه ی این پیوند ونیز کشف رابطه ی این دو چیز ظاهرا بی ارتباط را برای شاعر فراهم کرده است. ویا در این بخش از شعر ملکی :
کاشکی دل تمام خاکیان / مثل چشمه ها پر از ستاره ی زلال بود .( پشت یک لبخند /ص27 / ملکی ).
ستاره ی زلال ظاهرا استعاره از درخشش آب شفاف چشمه ها ست. شاعر از طریق عنصر خیا ل پلی میان ستاره و آب زلال چشمه ها زده است . خیا ل عاملی شده که پیوند ستاره و آب زلال را برای شاعر مقدور ساخته است.
ص2
دکتر شفیعی کدکنی درباب تخیل و حدود ارزیابی انواع آن و نیز نقد و بررسی خیال در شعر یک شاعر می نویسند که باید به نکات زیر توجه داشت : " 1- آ یا تخیل شاعر قوی است یا ضعیف . 2- آ یا برای اولین بار میان دو چیز ارتباط برقرار می کند یا این که ازراه هایی که دیگران رفته اند می رود ؟ ( خیال های تلفیقی ). 3- عناصر تخیل او از کجای زندگی است " از طبیعت است یا از زندگی شهری " از زندگی طبقه ی اشرافی است یا زندگی طبقه ی محروم ...."( ادوار شعرفارسی ص90-کدکنی ). سلام بید سبز است سلام رود آبی است
سلام گرم خورشید بلند و آفتابی است ( اگر کسی بخندد / شاهین رهنما )
خیا ل نوعی تصویرسازی درشعر است که شاعر به یاری ابزارها ی شعر آن را به نمایش می گذارد. او با استفاده از واژه ها" تصاویر گوناگون خیال خود را برصفحات شعر ترسیم می کند.
لبخند تورا که گرم و شیرین بود درچهره ی آفتاب می دیدم (بوی کال یاس / ابراهیمی)
گروهی عنصرخیال را مهم ترین عامل شکل گیری شعر می دانند و راز زیبایی رادرتخیل و تصاویرشعر می بینند. گویا این عنصر از آغاز خلقت همزاد انسان است. قدرت تخیل در برخی به تدریج براثر عومل بیرونی و درونی رشدمی یابد و دربرخی رفته رفته عوامل متعددی آن را در نطفه خفه می کند.
خیال پردازی در کودک و نوجوان گویی قوی تر از بزرگسالان است. اما چون دایره ی لغات ذهنی آنان درمقایسه با بزرگ ترها محدودتر است " نمی توانند به طور دقیق و عمیق آن را در قا لب کلمات به تصویر بکشند.اصولا منشا و سرچشمه ی هر هنری به خصوص شعر عنصرخیال است و همین عامل شعر را از غیرشعر (نظم و نثر) متمایز می کند. د ستی گل خورشید را چید ازباغ این دنیای زیبا
گل های پاک روشنایی رفت از میان باغ د نیا ( شهرخوب آفتاب- ابراهیمی )
تخیل عنصر مشترک میان همه ی هنرهاست.اما درهر هنری ابزارهای ویژه ای برای نمایش خیال وجود دارد. با
مقایسه ی میان شاعر و نقاش درمی یابیم که شاعر با ابزار واژه ها وقابلیت آن ها " تخیلات خود را مجسم و مصور می کند .حال آن که نقاش تخیلات خود را با خطوط و رنگ ها به تصویر می کشد.
سنگ " پیشانی به خاک ابر" سربر آسمان
مثل گنبد خم شده قامت رنگین کمان (امین پور – خدایا تو خوبی )
ابزارهای نمایش خیال درشعر بزرگسالان وگروه سنی کودک و نوجوان تا حد زیادی یکسان است.اما میزان به کارگیری تخیل و حدود و ثغور آن درشعر این گروه ها متفاوت است. کسی که شاعر کودکان و نوجوانان است باید حد و مرز میان خیال این گروه سنی و بزرگسال را بداند و برای او کاملا مشخص باشد. قطعا تصاویر خیال موجود در شعر گروه کودک ونو جوان باید با فضای ذهنی و فکری و جهان خیال این گروه سنی تناسب و همخوانی داشته باشد. درغیراین صورت کودک و نوجوان باشعرارتباط برقرارنخواهد کرد.
همان گونه که پیش از این گفتیم عنصر خیال در شعر شکل ها و صورت ها ی گوناگونی دارد که عمده ترین آن ها عبارتند از : تشبیه – استعاره – کنایه و مجاز. ابزارها و عومل نامبرده این امکان را به شاعر می دهد که تصاویر خیال انگیز ورنگارنگی را پیش چشم خوانندگان ومخاطبان شعرقراردهد. فی المثل :
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو ( حافظ )
*************************
صبح از دامان باغ آفتاب خوشه های نور بر می داشتیم (پیشواز روشنی- نیک طلب )
تخیل که اساس تصویرسازی های شاعرانه است " معمولا برمبنای چهار شیوه و روش (تشبیه.استعاره .کنایه ومجاز)
ساخته می شود. دراین میان تشبیه و استعاره از پرکاربردترین صورت های خیال در شعر شاعران کودک و نوجوان به شمار می روند.ما برآنیم که به این چهار شیوه درشعراین گروه ازشاعران نگاهی بیندازیم.
... تنورسرد سینه های بچه ها / گرم می شد از حضور او (بازبا باران – ملکی )
تشبیه (همانند پنداری ): نخستین مرحله ای که عنصر تخیل در زبان دخل و تصرف می کند " تشبیه است. ادیبان برای تشبیه انواع متعددی قائل اند که ما با تعدادی ازآن ها در شعر کودک ونوجوان رو به رو هستیم.
به گفته دکتر پورنامداریان " تشبیه هسته ی اصلی و مرکزی اغلب خیال های شاعرانه است" (سفردر مه – ص214).
آ هوی نگاهش / در پیرهن دشت نظر کرد/ طاووس خیالش / در قطره ای از اشک سفر کرد (شعبانی-پروانه وگل سر). ****************
ص3
خنده هاتان لطف باران شمال لهجه هاتان طعم خرمای جنوب
چشم تان سرچشمه ی شعری زلال دست تان مجموعه ای از کار خوب ( خاطرات مه گرفته / علا )
*******************
باز خورشید مثل تنوری / گرم کرد آسمان و زمین را ( خواب خوب / جواد محقق )
تشبیه یکی از شیوه هایی است که کلام را ازحد عادی و معمولی به سمت زبان هنری و ادبی سوق می دهد.این گونه ی بیانی همانند پنداری میان دو پدیده و یا ادعای همانند ی بین آن دواست . البته به شرطی که میان طرفین اصلی آن
(مشبه و مشبه به ) مشابهت ها و مشترکاتی قائل شویم.
امروزه تشبیه را به دو دسته ی فشره و گسترده تقسیم می کنند. تشبیه در اصل کامل الارکان است که گاه برخی از ارکان و پایه های آن در شعر حذ ف می شود .
سیاهی چون گراز است کثیف و زشت و بد بو (همیشه کسی هست / پوروهاب )
*****************
گل خورشید کجاست ؟ / آه انگار فراموش شده ( آسمان ابری نیست. ابراهیمی )
*****************
چشم های کوچکش " مثل دکمه ی لباس خواهرم / برق می زند. (خواب خوب . محقق )
ازسوی دیگرتشبیه را با توجه به نوع ساخت هریک به بلیغ اضافی و غیر اضافی دسته بندی می کنند که هر دونوع آن در سروده های شاعران کودک و نوجوانان معمول و متداول است.
موج ها مثل قوها سپیدند رقص شان مثل پرواز زیباست
ماهیان بر متکای جلبک خواب ها شان پر از بوی دریا ست(ملامحمدی .معصومه – دریا به رنگ مهتاب)
می دانیم که تشبیه بلیغ اضافی آن است که مشبه و مشبه به به صورت ترکیب اضافی در شعر آشکار شود.مانند: باغ دل-پرستوی خیال- دشت نگاه – بذرستاره – آهوی نگاه – کشتزار آسمان .
دستی دگر بذر ستاره برکشتزار آسمان ریخت (ابراهیمی – شهر خوب آفتاب )
اما تشبیه بلیغ غیر اضافی در قالب جمله ای اسنادی آشکار می شود.مثلا درشعر زیر که خیال خام به سیب کال مانند شده ورکن های تشبیه کاملا برای مخاطبان شعر قابل لمس است.
علی برادرمن / همیشه در خیال است/ خیال های خامی /که مثل سیب کال است. (رجب زاده- دوچرخه ها گرانند )
نمونه های تشبیه بلیغ اضافی :
تشیبه خنده به سیب ازلحاظ سرخی لب و سیب :
سیب سرخ خنده ای رسیده بود/درمیان دست های او ( جشن گنجشک ها/ شعبان نژاد )
**********************
تشبیه برف به مخمل ازنظر لطافت و نرمی:
مخمل لطیف برف سرد/ عاقبت سپید می کند سرش ( گل بادام / پروین دولت آبادی )
*********************
تشبیه نگاه یاس آلود و غمناک به دشت ساکت و خاموش :
اوکه رفت / جاده تاریک و پراز غم بود / دشت خاموش نگاهم " خیس شبنم بود.( شیشه ی آواز- شعبان نژاد)
نمونه هایی دیگرتشبیه :
تشبیه گنجشک (مشبه حسی ) به یک لحظه (مشبه به ذهنی ) :
مثل پرواز یک لحظه "گنجشک / پر زد از شاخه "نرم و سبک بال ( پشت یک لبخند – ملکی )
*********************
تشبیه مرحوم سلمان هراتی به رود به لحا ظ جوشش و سرود و ضمنا تشبیه او به بوریای مسجد از نظر صفا و بی ریایی: پرزجوشش و سرود بود/ مثل رودبود/ پاک و بی ریا/مثل بوریای مسجدی (مثل چشمه مثل رود /امین پور)
********************
مداد نگاهم چرا شکسته" نوکش تیز نیست (تلخ و شیرین / کشاورز )
**************************
ص4
تشبیه مضمر میان خواهر و پرنده : مادرم خواباند نرم / خواهرم را روی تخت / یا که نه در خواب رفت / یک پرنده بردرخت . ( تنها انار خندید / مزینانی )
*********************
تشبیه برف به پنبه های پراکنده و پریشان :
می آید از آسمان برف / چون پنبه های پریشان ( خواب خوب / محقق )
********************
تشبیه بچه ها به آفتاب و ساقه های نازک برنج :
بچه ها ! شما که مثل آفتاب / با نشاط و مهربان و روشنید
مثل ساقه های نازک برنج/ رقص می کنید و موج می زنید ( یک سبد بوی بهار – علا )
استعاره : اساس استعاره را از یک سو تشبیه تشکیل می دهد.دکتر پورنامداریان در این باره می نویسند: "باحذف وجه شبه و ادات تشبیه از تشبیه تفارق ودوگانگی میان مشبه ومشبه به کم ترمی شود و به صورت ظاهرآن دو عین یکدیگر می شوند. دراین حال تشبیه به مرز استعاره و مجاز نزدیک می شود" ( سفر در مه – ص 240 )
شباهت داشت با خورشید هشتم / جواد نازنین و مهربان بود ( اسم تو یعنی بهار – هنرجو )
استعاره را در مرحله ی اول بر اساس نوع ساخت دو نوع مصرحه و مکنیه می دانند که هر کدام تقسیم بندی هایی دارد. گیسوی قشنگ سبزه آن روز / با دست نسیم شانه می شد ( پونه ها و پروانه ها – شعبان نژاد )
استعاره ی مکنیه و تشخیص :کاربرد این استعاره درشعر کودک و نوجوان فراوان است.استعاره ی مکنیه ازیک طرف جان بخشیدن به اشیا و پدیده های بی جان است.اگر رفتارها و حالات انسان را به پدیده های اطراف مان نسبت دهیم
" از استعاره کمک گرفته ایم. دراین استعاره سه رکن تشبیه محذوف است و یک طرف آن باقی می ماند که به استعاره تبد یل می شود.ضمنا یکی از نشانه های آن "همراه طرف د یگر تشیبه (مشبه ) می آید. مضافا این که مشبه به حذ ف می شود.
نشانه ی مشبه به + مشبه = استعاره
دیدم او را که در آن گوشه ی باغ دست در گردن گل ها انداخت (شیشه ی آواز – شعبان نژاد )
******************
به پایش بره ای را سر بریدند گلوی نازک گل را دریدند ( مثل چشمه مثل رود – امین پور )
******************
دنیای همیشه ساکت ما را با بال صدا پرنده باران کن ( آواز توکا – شعبانی )
*****************
می بینم تان ستاره ای هستید برشانه ی این غروب می خندید ( ازهوای صبح – ملکی )
استعاره ی مصرحه : اگر مشبه حذف شود و مشبه به ذکرگردد" استعاره ی مصرحه به وجود می آید. معمولا اسم یا گروه اسمی استعاره ی مصرحه می شوند که آن را استعاره ی اصلی (استعاره ی اسمی ) می نامند. اگر صفت و فعل استعاره قرار بگیرد " استعاره ی تبعیه اند.
کبوتر استعاره مصرحه از برف :
قطارابر است / بیا به سوی شهرما / بیا غم دل مرا / بگیر ناپدید کن / تمام شهر را پر از/ کبوتر سپید کن ( قایق کاغذی/کشاورز ) .
قصه ها استعاره مصرحه از آب چشمه ها :
باز می جوشد آرام آرام قصه هایی زلال از دل کوه (پشت یک لبخند /ملکی )
پرتقا ل زرد استعاره مصرحه از خورشید:
با آسمانی صاف و بی لکه یک پرتقال زرد هم در آن ( آواز پوپک – ابراهیمی )
*******************
ص5
اسب زرد استعاره از پاییز :
اسب زرد آمده است / باز هم در ده ما / می رود او با خشم / ازمیان گل ها (خنده ی آیینه/ مهرپرور )
سکه استعاره از برگ :
....ازمیان عابران فقط / یک درخت زرد پیر / سکه ای به کودک فقیر می دهد. (بربال رنگین کمان/ ملکی )
پروانه استعاره ی مصرحه از نگاه اشک آلود و غمگین :
عاقبت آن نرگس زرد / روح من را با خودش برد / دسته ای پروانه اما/توی چشمم تاب می خورد (آه پونه /کشاورز).
شقایق .گل ها و پروانه ها استعاره ی مصرحه از بچه ها :
ازمیان صف شقا یق ها چکمه ها ی سیاه رد می شد
باز گل ها کشیده می خوردند پر پروانه ها لگد می شد ( یک سبد بوی بهار / علا )
پنبه استعاره از برف :
پنبه روییده جای گل و برگ / برسرشاخه های درختا ن / (شهر خوب آفتاب / ابراهیمی )
جغد استعاره ازهواپیمای دشمن :
ناگهان شبی جغدی / شوم و بدشگون نالید/ شهرمن پریشان شد/ سربه خاک و خون مالید ( خواب خوب / محقق )
نمونه هایی از استعاره ی تبعیه :
یخ زدن خنده = محو و نا پیدا شدن
دل من شد پاییز / دست و پایم یخ زد / در کلاس گل ها / خنده هایم یخ زد ( صدای ساز باران / پوروهاب )
خندیدن استعاره از درخشید ن: آسمان چه زیبا بود / آفتاب می خندید / بر زمین وبرگل ها / جان تازه می بخشید (دنیا چگونه شکل سیب است/خدادوست ).
خندیدن استعاره ی تبعیه از روییدن و جان گرفتن :
یک جوانه ی کوچک / زیر خاک می خندید (به قول پرستو / امین پور ).
کنایه :اصطلاحا به سخنی گفته می شود که دارای دو معنی نزدیک (حقیقی ) و دور (مجازی ) باشد" به طوری که این دو معنی " لازم و ملزوم دیگر باشند تا شخص با کمی دقت به معنی دوم (که لازمه ی معنی اول است ) پی ببرد. (ازاین باغ شرقی – ص 147).
- دست و دل باز بودن : کنایه از سخاوتمند وبخشنده .
درختان – دست و دل باز - / تمام اسکناس برگ ها را / به دست باد دادند ( خانه ی پروانه ها / شعبانی )
- خط و نشون کشیدن : کنایه از تهدید کردن.
گربه سیاهه رفت عقب / پرید رو پشت بومشون / حسنی براش با چوب کشید / روی هوا خط و نشون (حسنی کلاس چنده ؟ / قاسم نیا ).
- دست کسی را گرفتن : کنایه از حمایت کردن کسی.
د ست دزدی را گرفتن بهتر است از دستگیری (تا خدا راهی نیست / کشاورز )
درشعر شاعران کودک و نوجوان هم کم و بیش کنایه به چشم می خورد که البته برای این گروه سنی ساده و قابل فهم اند.
مشت مرا وا می کند: کنایه ازرازو مقصود پنهان کسی را آشکار کردن .و یا دست کسی رو شدن.
ازته دل خنده ای سر می دهم خنده ام مشت مرا وا می کند (پشت یک لبخند/ ملکی )
گل از گل شکفتن :کنایه از شادی فراوان.
پدر بزرگ/ چپق کشید و خنده کرد و قصه گفت / و باغ قصه ناگهان / گل از گلش شکفت .(ترانه ای برای باران /صالحی)
ابرو درهم کشیدن : کنایه از خشم گرفتن و ناراحت شدن .
می گفت: آش ساده پختم / ابروی در هم می کشیدم ( شهر خوب آفتاب / ابراهیمی )
************************************
دوباره شکفته ست گل از گلم / ببین بوی گل می دهد خنده ام ( به قول پرستو / امین پور )
ص6
هرچه باشد او گل است / گل یکی دو پیرهن / بیشتر زغنچه پاره کرده است (به قول پرستو / امین پور)
****************************
دربساط کسی آه نبودن :
بازهم با دست خالی آمدم در بساطم هیچ حتی آه نیست (باز با باران /ملکی)
مشت کسی را باز کردن :
اورا بخندان مثل گل مشت زمین را باز کن ( ترانه ای برای باران / صالحی )
کاسه ی صبر کسی لبریز شدن (شکستن ) :
آسمان / کاسه ی صبرش شکست / گریه کرد. ( اگر کسی بخندد / رهنما )
چشم بر هم زدن :
مثل یک چشم بر هم زدن رفت / بال در بال گنجشک " یک سا ل ( پشت یک لبخند / ملکی )
بازار کسی داغ بودن :
کار تو صبح تا شب / گشتن میان باغ است / در این بهار زیبا / بازار تو چه داغ است ( تنها انار خندید / مزینانی )
چشم در راه بودن :
یتیمان چشم در راهند / کسی در کوچه پیدا نیست (اگر کسی بخندد / رهنما )
پیش پا افتاده بودن و دل کندن :
روی قالی راه رفتن ساده نیست / حرف هایم پیش پا افتاده نیست / اوچطور از قالی اش دل کنده است ...... (بوی گردو های کا ل / کشاورز ) .
مجاز:به کار گیری کلمه ای است که درغیرمعنی حقیقی به کارمی رود.درجمله ای که مجاز وجود دارد حضورقرینه ای لفظی یا معنوی ما نع از اراده ی معنی حقیقی می شود.
قصد رفتن به آسمان کردی چشم ها یت پر از کبوتر شد ( صبح و سیب / سپاهی یونسی )
مجازرا از جهت نوع علاقه به انواع و اقسام تقسیم می کنند . این شگرد ادبی از قدیم الایام تا کنون مورد توجه اد یبان بوده است.واژه ی ربنا مجاز به علاقه ی جزئیه از دعا ست.
خیابان های غمگین فلسطین شمیم ربنا را می شناسند (مهمان کوچک / هنرجو )
" علمای علم بیان دو ویژگی را برای تشخیص مجاز در نظر گرفته اند که آن را از واژگان دیگر در محور هم نشینی کلام متمایز می کند.یکی وجود قرینه ی صارفه و دیگر علاقه یا پیوند بین معنی مجازی و حقیقی است " ( از این باغ شرقی – ص95) .
بسیاری از آرایه های ادبی از جمله مجاز در زبان معمول و متداول کارکرد عادی دارند اما درشعر کارکرد هنری پیدا می کنند. عینکی خورد زمین / سایه ای جیغ کشید (آسمان ریخت زمین / لطف الله )
*************************
میان خیمه بوی گریه پیچید دوباره قلب پاک عمه لرزید ( آیه های آفتاب " عزای نخل ها . مجید ملامحمدی " هنرجو )
مجاز در جای جای شعر کودکان و نوجوانان نیز نقش آفرینی می کند و با اندکی دقت با انواع آن ها رو به رو خواهیم شد .مثلا: دراین بخش از سروده ی محقق " شهر " مجاز به علاقه ی محلیه از مردم شهرآمده است .
ناله در کوچه ها به راه افتاد شهر پیراهن عزا پوشید ( خواب خوب / محقق )
*****************************
عشق مجازا جوجه ها : سینه سرخان می آیند از راه عشق پر می کند لانه ها را ( پشت یک لبخند / ملکی )
آسمان مجازا ابر :
چتر خود را که می گشاید او آسمان تند و تند می بارد ( پونه ها و پروانه ها / شعبان نژاد )
چکمه ها مجازا سربازان دشمن که صاحب چکمه و پوتین اند.
ازمیان صف شقایق ها چکمه های سیاه رد می شد ( یک سبد بوی بهار / علا )
ص7
کشتزار مجازا سبزه :
دوباره در دل بشقاب کشتزار می روید ( شیشه ی آواز / شعبان نژاد )
چترها مجازا عابران ورهگذران کوچه و خیابان :
توی کوچه در خیابان توی پارک چترها احوال پرسی می کنند (لطف الله )
نگاه مجازا چشم :
یک پدر بزرگ / یک نگاه عینکی / جست و جوی رد پا ی کودکی / باد خاطرات را / به شهر عکس های کهنه برده است (پشت کوچه های ابر – نظر آهاری ).
توانایی هر شاعری در گرو به کارگیری تخیل نیرومند" جاندار و پویا ست.وفقدان هریک از آن ها موجب تنزل جوهره ی شعر می شود. درسروده هایی که هیچ نشانه ای از نوآوری و ابتکار در صورخیا ل آن ها نباشد – به ویژه زمانی که خیا ل های تکراری بی حضور عنصرعاطفه خودنمایی کنند- کوچک ترین تاثیری در مخاطب نخواهد داشت. دکتر شفیعی کدکنی می نویسند: " بی گمان کمال ارزش تخیل در بار عاطفی آن است.تخیلی که مجرد باشد تا ازبار عاطفی برخوردار نشود ابد یت نمی یابد. " ( ادوار شعر فارسی / ص90).
آ ن طرف انبوه دشمن/ غرق در فولاد و آهن بود/ این طرف منظومه ی خورشید روشن بود / این طرف هفتاد سیاره / برمدار روشن منظومه می چرخید ( منظومه ی ظهر روز دهم ص8/ امین پور ) .
همان گونه که در پاره ای از منظومه ظهر دهم مشاهده می کنیم " عنصر خیا ل چنا ن با عاطفه در آمیخته که لطا فت و نرمی و صداقت و صمیمیت را کاملا در کلام شاعر احساس می کنیم .پویایی و تحرک " نیرومندی و تازگی صورخیال و مجموعه ی چند عوامل دیگر شعر را تاثیر گذار و ماندگار کرده است. و یا به این دو پاره از شعر ( بچه ها سلام ) توجه کنید :
بچه ها شما که مثل آفتاب با نشا ط و مهربان و روشنید
مثل ساقه های نازک برنج رقص می کنید و موج می زنید
***********
بچه ها شما که خواب تان پر است ازخیال های خوب رنگ رنگ
مثل قهرهای کودکانه پاک مثل لحظه های آشتی قشنگ ( یک سبد بوی بهار / علا )
عواملی مانند سادگی و صمیمیت زبان " روانی کلام " بارعاطفی و صور خیا ل دست به دست هم داده و به شکل قابل ملاحظه ای شعر را نافذ و موثر کرده است . رکن های هما نند ساز تشبیه یعنی آفتاب " ساقه " قهر و لحظه ها ی آشتی برای مخاطبان کاملا شناخته شده " محسوس و ملموسند . دلیل آن هم این است که تشبیهات موجود در شعر" برگرفته از محیط اطراف کودک و نوجوان است و همواره آنان در معرض این پدیده ها هستند و بدون شک برای آن ها قابل تجربه و دست یابی اند.
درخاتمه می توان افزود :1- عنصر خیا ل در شعر کودکان و نوجوانان موجب تقویت ذهن و اندیشه وباعث ایجاد خلاقیت ونوآوری درآن ها می گردد.2- باعث تلطیف روح وروان آن ها می شود.3- ذهن آن ها را ازورطه ی عادت زدگی می رهاند و نگاهی برتر و هنری می بخشد. 4-شناخت عمیق و کافی به آن ها می دهد تا همه چیز را بهتر ببینند.5-تقویت تخیل در این گروه سنی موجب برقراری ارتباط ژرف آن ها باجهان پیرامون شان می شود وبه مخاطبان کمک می کند تا جهان را طور د یگری ببینند و در نتیجه در عالم ذهن به آمال و آرزوهای دور و دراز خود دست یابند. علاوه بر این درک و دریافت متفاوت و تازه ای از دنیای محیط خود داشته باشند.6-عنصر خیا ل این امکان را به وجود می آورد که بین مظاهر طبیعت پیوند بزنند و تناسبات " تشابها ت و تضادهای میان آن ها را بهتر دریابند.وتلاش ذهنی آن هارا به سمتی سوق می دهد که موجب کشف روابط پنهان بین پدیده ها می گردد. سپس زمینه ای برای کودکان و نوجوانان فراهم می کند که بتوانند میان تصاویر ذهنی و عینی ارتباط برقرار کنند.
منا بع و مآ خذ :
1 – پورنامداریان . تقی . سفردرمه . تهران . نگاه . ویراست جدید . 1381
2- سلاجقه. پروین . از این باغ شرقی . تهران . کانون پورش فکری .... چاپ دوم. 1387
3- شفیعی کدکنی . محمد رضا . ادوارشعرفارسی .تهران . سخن . چاپ اول . 1380
ص8
4- قلمرو ادبیات کودکان7 (پیرامون شعرکودک ) . شعبانی . اسدلله . تهران . چاپ اول 1373
- دفترهای شعری که مورد استفاده قرارگرفت :
1- ابراهیمی . جعفر . شهرخوب آفتاب . تهران. سروش 1369
2- .......................آواز پوپک . تهران . کانون پرورش فکری ..... 1372
3- .......................آ سمان ابری نیست . تهران . نهاد هنر و ادبیات 1374
4- ....................... بوی کا ل یا س . تهران . کانون پرورش فکری ..... 1374
5- امین پور. قیصر . به قول پرستو . تهران . زلال . 1375
6- .....................مثل چشمه مثل رود . تهران . سروش 1373
7- .....................منظومه ی ظهر روز دهم . تهران . سروش . 1379
8- پوروهاب . محمود . صدای ساز باران . تهران . کانون پرورش فکری ...... 1378
9- ........................همیشه کسی هست . مشهد . به نشر (آستان قدس رضوی ) . 1384
10- خدا دوست . احمد . دنیا چگونه شکل سیب است . تهران . کانون پرورش فکری . 1375
11- جمعی از شاعران کودک و نوجوان . خدایا تو خوبی . تهران . کانون پرورش فکری ... 1386
12- دولت آبادی . پروین . گل بادام . تهران . کانون پرورش فکری .....1366
13- رجب زاده . شهرام . دوچرخه ها گرانند . تهران . کتاب زمین. 1380
14- رهنما . شاهین . اگر کسی بخندد . تهران . موسسه ی فرهنگی منادی تربیت 1381
15- سپاهی یونسی . عباس علی . صبح و سیب . تهران . قو . 1379
16- شعبان نژاد . افسانه . شیشه ی آواز . تهران . کانون پرورش فکری ..... 1374
17- .........................پونه ها و پروانه ها . تهران . سروش . 1369
18- ........................جشن گنجشک ها. هران . کانون پرورش فکری .... 1374
19- شعبانی . اسد الله . آواز توکا . تهران . فردا . 1376
20- .................... پروانه و گل سر . تهران . کانون پرورش فکری...... 1372
21- .................... خانه ی پروانه ها . تهران مدرسه 1374
22- صالحی . آتوسا . ترانه ای برای باران . تهران . سروش 1377
23- علا . افشین . یک سبد بوی بهار . تهران . افق . 1374
24-.................خاطرات مه گرفته . تهران . کنون پرورش فکری ..... 1379
25- قاسم نیا . شکوه . حسنی کلاس چنده ؟ . تهران . پیدایش . 1379
26- کشاورز. ناصر. آه پونه . تهران . کانون پرورش فکری .... 1376
27- .................... بوی گردوهای کال . تهران کانون پرورش فکری .... 1376
28- .....................قایق کاغذی . . رویش 1373
29- .....................تا خدا راهی نیست . تهران . کتاب های بنفشه (قدیانی ) 1380
30- .....................تلخ و شیرین . تهران . کتاب ها ی پروانه ( به نشر ) 1385
31- لطف الله . داوود . احوال پرسی چتر ها . تهران . زلال 1375
32- ..................... آسمان ریخت زمین . مشهد . به نشر ( آستان قدس رضوی ) .1382
33- ملامحمدی . معصومه . دریا به رنگ مهتا ب . مشهد . به نشر (آستان قدس رضوی ) .1381
34- مزینانی. محمد کاظم . تنها انار خندید . تهران . کانون پرورش فکری .... 1374
35- مهرپرور . ملیحه . خنده ی آیینه .تهران . کانون پرورش فکری .... 1376
36- ملکی . بیوک . ازهوای صبح . تهران . سروش 1376
37- ..................بر بال رنگین کمان .تهران . سروش 1370
38- ..................باز با باران . هران . کانون پرورش فکری .... 1385
39- ................. پشت یک لبخند . تهران . بنفشه (قدیانی ) . 1374
ص9
40- محقق . جواد . خواب خوب . تهران . کانون پرورش فکری . 1381
41- هنرجو. حمید . آیه ها ی آفتاب ( عزای نخل ها/ ملامحمدی. مجید ) قم . دفترتبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه . 1375
42- ................. اسم تو یعنی بهار . مشهد. به نشر( آستان قدس رضوی ). 1384
43- .................. مهمان کوچک . تهران . تربیت . 1378
44- نظرآهاری . عرفان . پشت کوچه های ابر . تهران . نیستان . 1376
45- نیک طلب . بابک . پیشواز روشنی . تهران . زلال . 1373
پایان یافت . 14/4/1391